بعدی
Editorial Reel
توضیحات
سکوتِ سنگینی که سرانجام شکست؛ برای جوانی که تنها دو ماه تا دامادیاش مانده بود. نامش «بهزاد داوری» بود؛ هنرمندی 34 ساله، صاحباثر و خلاق که در حوالی میدان امام اصفهان کار میکرد. جوانی پر از امید که قرار بود رخت دامادی بپوشد، اما ماشین سرکوب جمهوری اسلامی آینده و جانش را گرفت. بهزاد در جریان اعتراضات دی ماه پارسال (1404) بازداشت شد. او را در بازداشتگاه تحت شدیدترین و بیرحمانهترین شکنجههای جسمی قرار دادند. زمانی که آزاد شد، دستها و بدنی به شدت متورم و آسیبدیده داشت. تنها یک هفته پس از ترخیص از این شکنجهگاه، در تاریخ 27 بهمن 1404، در خانه بر اثر سکته مغزی و ایست قلبیِ ناشی از عوارض مستقیم شکنجهها جان باخت. نیروهای اطلاعات با اعمال فشار و تهدیدِ شدید، خانواده داغدارش را مجبور کردند تا او را در خفقان مطلق و در انزوای یک روستا به خاک بسپارند. مزدوران حکومتی حتی تهدید کرده بودند که در صورت هرگونه اطلاعرسانی، پیکر او را نبش قبر خواهند کرد. امروز، روایت کشته شدن او را منتشر میکنیم تا نامش به عنوان یکی از کسانی که شجاعانه در برابر ظلم ایستادند، در تاریخ ثبت شود. در روزهایی که عدهای سرگرم عادیسازی و دلخوش به روزمرگی هستند، ما نام و چهرهی کسانی که با جانشان هزینه دادند را فریاد میزنیم. خون بهزاد پایمال نخواهد شد.

