بعدی
Editorial Reel
توضیحات
سکوتِ سه ساله برای جوانی که تنها دو ماه تا دامادیاش مانده بود. نامش «بهزاد داوری» بود؛ هنرمندی 31 ساله، صاحباثر و خلاق که در حوالی میدان امام اصفهان کار میکرد. جوانی پر از امید که قرار بود تا دو ماه دیگر رخت دامادی بپوشد، اما ماشین سرکوب جمهوری اسلامی آینده و جانش را از او گرفت. بهزاد در جریان خیزش ملی 1401 بازداشت شد. او را در بازداشتگاهها تحت شدیدترین و بیرحمانهترین شکنجههای جسمی قرار دادند. زمانی که آزاد شد، دستها و بدنی به شدت متورم و آسیبدیده داشت. تنها یک هفته پس از ترخیص از این شکنجهگاه، در تاریخ 27 بهمن 1401، در خانه بر اثر سکته مغزی و ایست قلبیِ ناشی از عوارض مستقیم شکنجهها جان باخت. نیروهای امنیتی که حتی از پیکر بیجان او هم وحشت داشتند، با اعمال فشار و تهدیدِ سنگین، خانواده داغدارش را مجبور کردند تا او را در خفقان مطلق و در انزوای یک روستا به خاک بسپارند. امروز، پس از گذشت بیش از سه سال از آن بهمنِ تلخ، و گذار از سدِ سنگین سوگ و تهدید، روایت کشته شدن او را منتشر میکنیم تا نامش به عنوان یکی از کسانی که شجاعانه در برابر ظلم ایستادند، در تاریخ ثبت شود. در روزهایی که عدهای سرگرم زندگی و عادیسازی هستند، ما نام و چهرهی کسانی که هزینه دادند را فریاد میزنیم. خون بهزاد پایمال نخواهد شد.